بينش سياسي بانو (2)
بررسي متن خطبه
هر چند بررسي دقيق خطبه در اين مقال كوته نميگنجد، اما مراجعه به اين خطبه و بررسي اجمالي آن ما را با اين واقعيت رو به رو مي كند كه حضرت درصدد رسوا كردن حاكمان غاصب و نشان دادن بي كفايتي آنها به مردم و مسلمانان آينده ميباشند. متن خطبه خود گواهي بر اين ادعاست كه ايشان درصدد پس گيري صرف «فدك» نبودند؛ زيرا محورهاي اصلي خطبه از جمله توحيد، نبوت، معاد، عدل و امامت ميباشند و تنها قسمت اندكي از خطبه به مباحث اقتصادي و ارث تعلق گرفته است. دقت در اين قسمت نيز نشان مي دهد كه خليفه با تفسيري غلط از قرآن، حتي سادهترين مباحث ارث، را متوجه نشده است. بنابراين، با توجه به متن خطبه و رفتارهاي ايشان، مي توان به دو نكته اشاره كرد:
يكي اينكه حضرت با ايراد اين خطبه، منشوري دروني براي شيعه به يادگار گذاشتهاند؛ منشوري كه در آن جهان بيني الهي به زيبايي ترسيم گرديده و براساس آن ايدئولوژي سياسي شيعه پايه گذاري شده است.
ديگر اينكه حضرت با اين حركت و رفتار سياسي خويش، الگوي مناسبي براي مشاركت سياسي زنان فراهم نمودند و با بنيان گذاري مكتب «اعتراض» در شيعه به همگان فهماندند كه دفاع از مكتب تشيع، زن و مرد نميشناسد و هركدام از آن ها بايد بر اساس ضرورت هاي موجود، به حمايت از فرهنگ سياسي شيعه بپردازند.
در اينجا، با توجه به حجم بالاي مباحث اعتقادي و اجتماعي و سياسي در خطب اول ايشان در مسجد مدينه، تنها به بحث جهان بيني و ايدئولوژي سياسي شيعه از ديدگاه حضرت پرداختند. اين دو عنصر تاثير بسياري بر بينش سياسي حضرت زهرا (عليها السلام) دارند. براي بررسي اين دو عنصر، به هر دو خطب حضرت زهرا (عليها السلام) مراجعه ميكنيم.
اركان جهان بيني اسلامي در دو خطبه
پيش از بررسي جهان بيني حضرت در خطبه ها، لازم است به اركان آن ها اشاره شود. سه مسئله بنيادين جهان بيني عبارتند از:
1. هستي شناسي، كه به اين مطلب ميپردازد: آيا جهان هستي مساوي با ماده است يا خير؟ آيا رابطهاي بين جهان ماده و ماوراي آن وجود دارد يا خير؟ حل اين مسائل به خداشناسي منجر ميشود.
2. انسان شناسي، كه در آن حقيقت انسان مطرح مي شود: آيا انسان همين بدن مادي است، يا داراي روح غير مادي ميباشد؟ آيا واپسين زندگي انسان محدود خواهد بود يا جاوداني؟ آيا روح و جسم انسان در زندگي او رابطهاي با هم دارند يا خير؟ اين مسئله به حل مسئله معاد منتهي ميشود.
3. راه شناسي، كه مبدأ و معاد انسان را به هم پيوند ميدهد و نقش آفريدگار را در راهنمايي انسان به سوي سعادت ابدي روشن ميكند و آن راه «وحي» است كه از سوي خداوند متعادل در اختيار پيامبران قرار ميگيرد و راه تضمين شدهاي ميباشد. در واقع، اين بخش حلق ارتباط ميان جهان بيني و ايدئولوژي ميباشد. در پرتو مسئل نبوت است كه مي توانيم مسائل ايدئولوژي را به صورت تضمين شده حل كنيم.
اين اركان به زيبايي و با ترتيب، در خطب اول ذكر گرديدهاند. در ابتداي خطبه، به توحيد و صفات خداوند، هدف آفرينش، غير مادي بودن مبدأ جهان و معاد اشاره ميفرمايند، و در واقع، با شرح ركن اول جهان بيني سخن خويش را شروع ميكنند. ايشان پس از حمد و ستايش الهي ميفرمايند: «... من شهادت مي دهم كه معبودي جز خداوند يكتا نيست. بيمثال است و شريك و مانند ندارد. اين سخني است كه روح آن اخلاص است ... خدايي كه رويتش با چشمها غير ممكن است و بيان اوصافش با اين زبان محال و درك ذات مقدسش براي عقلها و انديشهها ممتنع است...»
سپس ايشان اهداف خلقت را به طور خلاصه چنين بيان ميفرمايند: آشكار ساختن حكمت بي پايان خداوند، دعوت بندگان به اطاعت او، نشان دادن قدرت نامحدود او، فرا خواندن بندگان به عبوديتش و قوت بخشيدن به پيامبرانش. در پايان اين بخش، ميفرمايد: تا بندگان را بدين وسيله، از خشم و انتقام و عذاب خويش رهايي بخشد و به سوي باغهاي بهشتي و كانون رحمتش سوق دهد». در ادام خطبه، به بحث دربار نبوت و مقام والاي پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ويژگيها و اهداف او و زحمات طاقت فرساي ايشان در راه گسترش اسلام اشاره مي شود.
ايشان در قسمت پاياني خطبه، ابتدا به ركن معاد توجه ميكنند و خليفه را مورد مؤاخذه قرار ميدهند و ميفرمايند: «ولي بدان! در قيامت تو را ديدار ميكنم و بازخواست مينمايم ... در آن روز، داور خدا، و مدعي تو محمد، و موعد داوري رستاخيز ... ميباشد» مشاهده ميكنيم كه حضرت زهرا (عليها السلام) در خطبههاي خويش بارها متذكر معاد ميشوند كه از جمله اركان ايماني و اعتقادي دين اسلام و شرط مسلماني است؛ يعني اگر كسي اين ركن را از دست بدهد از زمره مسلماني خارج است.
بنابراين، در اين خطبه، حضرت از لحاظ نظري، جهان بيني توحيدي را به زيبايي ترسيم مي كنند و در كنار آن، يك ايدئولوژي سياسي را به عنوان الگو و راهنما براي حركت شيعه در طول تاريخ ارائه ميدهند. به عبارت ديگر، خطب ايشان، هم در بردارند حكمت عملي است و هم حكمت نظري.
ايدئولوژي سياسي شيعه
حضرت صديق طاهره (عليها السلام) با بينش سياسي عميق خويش ميدانستند كه اين خطبهها تنها متعلق به زمان ايشان نيستند و بايد به عنوان الگويي براي آيندگان به يادگار بمانند. از اينرو، دقت و توجه ايشان در اين خطبهها بسيار تحسين برانگيز است و ما را به اين نكته رهنمون ميسازد كه ايشان عالمهاي هستند كه فقط به زمان خويش احاطه ندارند، بلكه به حق سرور زنان دو عالماند و سخنان ايشان، مهر تثبيتي بر حقانيت فرهنگ تشيع ميباشد. آن حضرت با درايت خويش، در اين خطبهها و ويژگيهاي ايدئولوژي سياسي شيعه را بر ميشمرند.
براي هر ايدئولوژي پنج ويژگي ميتوان برشمرد كه كلياند. غالب ايدئولوژيها داراي اين ويژگيها هستند. ايدئولوژي اسلام نيز با توجه به جامعيت آن از اين امر مستثنا نيست. اين ويژگيها عبارتند از :
1. معمولا ايدئولوژي نظريههايي كم و بيش جامع در مورد انسان و جامعه را در بر دارد.
2. نظريه و برنامهاي كلي دربار سازمان سياسي ـ اجتماعي را داراست.
3. رسيدن به اين برنامه مستلزم برنامه اي است كه استراتژي آن در اين ايدئولوژي بيان شده است.
4. نه تنها در پي انگيزش مردم است، بلكه در جهت اهداف خويش، به دنبال يافتن هواداران وفادار ميباشد.
5. خطاب آن به عامه مردم است، به روشن فكران، در رهبري، نقش خاصي را ميدهد.
همان گونه كه گذشت، در تفكر حضرت زهرا (عليها السلام) انسان موجودي مختار است و حق انتخاب دارد. اما اين انسان در هستي زندگي ميكند و عالم هستي نيز ماهيت از اويي و به سوي اويي دارد؛ يعني عالم هستي در اين جهان مادي خلاصه نميشود و در وراي اين عالم خاكي، عالم ديگري است. انساني كه در اين جهان زندگي مي كند نيز ماهيت دو بعدي دارد: بعد مادي و بعد معنوي. و اين انسان دو بعدي استعداد رسيدن به كمال را داراست. اما استعداد به تنهايي كافي نيست. بنابراين، هم انسان و هم جامعه محتاج راهنما و هدايت كننده ميباشند تا بتوانند راه خود را بيابند. و اين راهنما كسي نيست جز پيامبر و امام. همچنين انسان براي رسيدن به سعادت، به وسيله اي نياز دارد كه اين وسيل رشد و سعادت، همان «قرآن» ميباشد.
حضرت زهرا (عليها السلام) در خطبه خويش ميفرمايند: «شما اي بندگان خدا! مسئولان امر و نهي پروردگار و حاملان دين و وحي او هستيد وشما نمايندگان خدا بر خويشتن و مبلغان او به سوي امت ها ميباشيد. پاسدار حق الهي در ميان شماست و حافظ پيمان خداوند، در دسترس هم شماست و آنچه پيامبر صلي الله عليه و آله پس از خود در ميان امت به يادگار گذارده، كتاب ناطق خدا و قرآن صادق، نوري آشكار و روشنايي پرفروغ است...؛ كتابي كه ... مستمعان را به ساحل نجات رهبري ميكند ...»
حضرت زهرا (عليها السلام) در اين خطبه، بارها مردم را مخاطب خويش قرار ميدهند و به آنها اعتماد به نفس ميبخشند كه شما آزاد از هر قيد و بندي نسبت به بندگي ديگري هستيد. در فرازهاي مزبور، ايشان انسان را مختار و مسئول رفتار سياسي خويش ميدانند و به مهاجر و انصار ميفهمانند كه هيچ عذري از آنها پذيرفته نخواهد بود.
ايشان در خطب دوم خويش ميفرمايند: «انلزمكموها و انتم لها كارهون»؛ يعني آيا ممكن است ما شما را مجبور به پذيرش حق كنيم، در حالي كه شما از آن كراهت داريد؟ بنابراين، در مكتب تشيع، فرد و جامعه سياسي مسئول رفتار خويش هستند و در صورت تخلف، بايد پاسخگو باشند. اين ايدئولوژي سياسي حضرت فاطمه (عليها السلام) است كه به انسان، شرافت، شخصيت انساني، شناخت، رسالت و مسئوليت ميدهد. از اين رو ميبينيم ويژگي اول ايدئولوژي به وضوح در خطبهها نمايان است.
نظريه در مورد سازمان سياسي ـ اجتماعي
حضرت زهرا (عليها السلام) در بخش فلسف احكام، در واقع فلسفه و ضرورت امامت و سازمان سياسي اسلام را مطرح ميكنند؛ آنجا كه ميفرمايند: «وطاعتنا نظاماً للملة و امامتنا اماناً من الفرقة»؛ يعني اطاعت از ما اهل بيت نظمدهند ملت، و امامت براي ايجاد وحدت و دوري از تفرقه و پراكندگي است.
همچنين در خطب دوم، به طور مشروح به وسيله امامت و ويژگيهاي امام ميپردازند. بر اين اساس، مشخص ميشود كه از ديد ايشان، نظام سياسي اسلام نظامي است كه در رأس آن، جانشين پيامبر (صلي الله عليه و آله) قرار ميگيرد. اين جانشيني از نظر ايشان و در فرهنگ تشيع متعلق به مولاي متقيان و فرزند ايشان مي باشد.
مبارزه در راه هدف
دين اسلام دين مبارزه و جهاد است، چه جهاد با نفس و چه جهاد با دشمن بيرون. حضرت فاطمه (عليها السلام) هم عملاً از طريق رفتارهاي سياسي خود، مبارزه با غاصبان را به شيعيان ميآموزند و هم در خطبههاي خويش، مردم را به مبارزه و جهاد فرا ميخوانند. براي مثال، در بخش «فلسفه احكام» ميفرمايند: «فجعل الله الايمان تطهيرا لكم من الشرك... و الجهاد عزا للسلام»؛ يعني خداوند ايمان را براي پاكي شما از شرك ... و جهاد را به خاطر عزت و سربلندي اسلام قرار داد.
در انتهاي خطبه، به مهاجران و انصار ميفرمايند: اين چه سكوتي است كه در مقابل از دست رفتن حق من روا مي داريد؟! اين چه تغافلي است كه در برابر ستمي كه بر من وارد شده است نشان ميدهيد؟! و در تضميني از قرآن ميفرمايند: «چرا با قومي كه پيمانهاي خود را شكسته و تصميم به اخراج رسول گرفتند پيكار نميكنيد، در حالي كه آنها آغازگر بودند؟» (توبه: 13)
در اين خطبه، نمود عيني مبارزه در راه هدف نيز به چشم ميخورد. ايشان با اشاره به مبارزات پيامبر (صلي الله عليه و آله) و امام علي (عليه السلام) در اين دو خطبه، مهمترين عنصر ايدئولوژي سياسي شيعه را براي مسلمانان آينده ترسيم ميكنند و آن عدم سازشگري با دشمن ميباشد.
در مورد ويژگي دوم و پنجم ايدئولوژي نيز بايد متذكر شد كه ايشان در اثناي كلام خويش، به تناسب بحث، مردم را به اطاعت خدا و رسول خدا و ائمه اطهار (عليه السلام) ميخوانند. ايشان با بينش عميق خويش، در قالب استعاره، كنايه، تشبيه، تمثيل و يا تضمين آيات قرآن، بارها با واژه «يا ايها ...» و «يا ايها المسلمون...» مردم حاضر و آيندگان را مورد توجه قرار ميدهند.
در واقع، در اين فرازها، مخاطبان آن حضرت (عليها السلام) عالمان و آگاهان بي تفاوت جامع اسلامي، شخصيتها و بزرگان تطميع شده مدينه، اصحاب و ياران رفاه زده و قدرت طلب ميباشند؛ كساني كه دست از ارزش هاي الهي شسته و مرعوب و مضطرب شدهاند. از سوي ديگر، ايشان مي دانند كه در قلب هاي قفل زده آن ها چيزي اثر نميكند. از اين رو، در پايان خطبه، هدف از ايراد آن را براي اهل مسجد، اتمام حجت معرفي مي كنند.
بنابراين، حضرت در اين خطبه، به طور كلي، با تبيين وضع موجود (انحراف از مسير امامت) به ارائه وضع مطلوب و آرماني و (اطاعت از امامت و اهل بيت (عليهم السلام) براي رسيدن به سعادت) و ارائه طريق رسيدن به آن (به وسيل قرآن و اهل بيت (عليهم السلام) به دقت به ترسيم ايدئولوژي سياسي شيعه ميپردازند.
بنابراين، ملاحظه ميكنيم كه مخاطبان حضرت زهرا (عليها السلام) روشن فكران و آگاهان زمان و در نهايت، تود مردم ميباشند. حضرت نيز با بينش سياسي خويش ميدانند كه اين گروه با توحيد و نبوت و معاد آشنايي دارند. از اين رو، درصدد تبيين اين موارد نيستند. همچنين ميدانند كه اين جماعت با قرآن نيز آشنايي دارند. از اين رو، نميخواهد فلسفه آيات ارث و پس گيري «فدك» را براي آن ها توضيح دهند. مسلماً هدف ايشان امر مهم ديگري است و آن ارائه نظري سياسي اسلام دربار امامت و حكومت ميباشد؛ زيرا مي دانند قانون الهي احتياج به مجري دارد و تنها كسي شايست اين اجراست كه اعلم و احق نسبت به مسائل الهي باشد.
اگرچه ايراد خطبه در مسجد مدينه و همچنين در بستر بيماري در مقابل زنان مهاجر و انصار يكي از رفتارهاي مدون حضرت زهرا (عليها السلام) به شمار ميرود و بر اين اساس، شايد نيازي به ذكر ديگر رفتارهاي ايشان نباشد، اما توجه به برخي از رفتارهاي حضرت در كنار اين خطبهها، ما را با واقعيتهاي بيشتري آشنا ميكند.
بخشي از مقاله خانم عذراء بابا كريمي
منبع:http://www.tebyan.net
فاطیما ایرانی...دختری که خواست ایرانی بماند...