رفتار مردم بعد از رسول خدا

بخشهایی از خطبه فدک  (سخنانی از بانو)

رفتار مردم بعد از رحلت پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم)

هنگامى كه خداوند جايگاه انبيا و منزلگاه برگزيدگانش را براى او اختيار نمود و آنچه به او وعده داده بود به اتمام رساند كينه و دشمنى ناشى از نفاق شما ظاهر گرديد، و پوشش دين كهنه شد و جامه اش مندرس و استخوانش ضعيف گرديد، و آن قدرت ضعيف از بين رفت. خشم فرو خورده گمراهان به تكلم در آمد، و گمنام ذليلان ظاهر شد، و شخص مورد قبول اهل باطل صدا در آورد، و در عرصه شما قدرت نمايى كرد.

شيطان از كمينگاه خود سر بر آورد و شما را به سوى خود خواند و شما را دعوت نمود، و ديد كه دعوت او را اجابت مى نماييد و آماده فريب خوردن از او هستيد، و چون شما را به قيام بر عليه حق خواند قيام و سرعت قبول شما را يافت، پس شتر ديگران را بر ضد حق به غضب و خشم در آورد شما را غضبناك ديد. پس شتر ديگران را براى خود علامت گذارى نموديد و آن را به آبى كه از آن شما نبود حاضر كرديد.

تمام اين قضايا در حالى بود كه فاصله زيادى نشده و زخم هنوز وسيع بود و جراحت هنوز التيام نيافته و پيامبر هنوز دفن نگرديده بود! به گمان ترس از بروز فتنه به سرعت اقدام كرديد، ولى بدانيد كه در فتنه سقوط كريد و جهنم كافران را از هر سو در بر مى گيرد.

اين كارها از شما بعيد بود و چگونه چنين كارى كرديد و به كجا باز مى گرديد، با اينكه كتاب خدا در بين شماست؟! كتابى كه امورش ظاهر و احكامش نورانى و علامتهايش واضح و نواهيش تبيين شده و اوامرش روشن است. به چنين كتاب خدايى پشت نموديد.

واى بر شما! آيا مى خواهيد از او روى گردانيد يا به غير آنچه كه در آن است حكم كنيد؟ بد جايگزينى براى ظالمان است، و كسى كه غير اسلام را بعنوان دين برگزيند از او قبول نمى شود و در آخرت از زيانكاران خواهد بود.

سپس درنگ نكرديد مگر به مقدار آرام شدن فتنه و جاى گرفتن قلاده آن، كه شروع نموديد در برافروختن شعله هاى فتنه برانگيختن هيزمهاى آن، و نداى شيطان مكار را اجابت كرديد و شروع به خاموش كردن انوار دينى روشن و بى اعتنايى و سنتهاى پيامبر برگزيده نموديد.

به ظاهر طرفدارى از دين مى نماييد در حاليكه در باطن به نفع خود عمل مى كنيد، و نسبت به اهل بيت و فرزندانش با حيله و نيرنگ رفتار مى كنيد. ما در مقابل اذيتهاى شما صبر مى كنيم مانند صبر كسى كه با چاقوهاى بزرگ و پهن اعضايش را قطعه قطعه كنند و تيزى نيزه را در بدنش فرو برند!

منبع:تبیان

سلام آقا...

سلام آقا... مدتهاست تو را من چشم در راهم !!! اما این روزها هوای دلم جور دیگری است.

داریم به نیمه شعبانت نزدیک می شویم و اما چه کرده ام از نیمه ی قبلی تا نیمه الان؟

چند روز قبل به سخنانی در مورد تو گوش می کردم. صبح موقع رفتن سر کار سر به شیشه ماشین گذاشتم و گفتم ای صاحب !! چشمم را و گوشم را در خیابانهای این شهر به تو می سپارم. صاحبم باش...

از صدای راهنمای ماشین فهمیدم رسیده ام. زود کرایه دادم و پیاده شدم.چند قدم رفتم و بعد صدای ترمز ماشین و شکسته شدن شیشه. برگشتم تصادف شده بود. دست بر گردنم گذاشتم . به فاصله ی چند قدم ممکن بود دیگر سر جایش نباشد!!!

به این اندیشیدم که اگر همیشه صاحب داشتیم چه خوب می بود!!! او که هست ُ  ما  نیستیم!!!

............................................

چند فایل گذاشتم برای دانلود...

سخنانی در مورد صاحبمان   مهدی جان!!

شعری در وصف سید علی(از وبلاگ یکی از دوستان دانلود کردم آدرسش را یادم نیست...انشالله که راضی اند)   ای رهبر آزاده

 در مورد سید علی  پیش گویی انقلاب

 سخنان سید علی در مذمت جوک گفتن !!   مسخره کردن چرا؟؟

 علم قدرت است....

در جمع دانشجویان سال ۸۳

تفکر ترجمه ای   در جمع دانشجویان ۷۹

ته صف نایستیم   در جمع نخبگان ۸۹

وضعیت علوم انسانی مهر۸۹ 

با تشکر از سایت http://www.2online4.ir

 

.............و شعری در وصف صاحبمان از سید علی ....... در ادامه

التماس دعا

ادامه نوشته

شعری که رهبر انقلاب را گریاند...

  ..............................

دریافت فایل صوتی نوحه  با تشکر از ناموس خدا

................................

يا من بَدَا في کُل ِ ضِلع ٍ کَسرُها أُمَّ أَبيها
ای آنکه در يکايک دنده‌هاي سینه‌، شکستگی‌اش نمایان شد

حَتّی غَدَا في کُل قَلب ٍ قبرُها أُمَّ أَبيها
تا جايی که در هر دلی آرامگاهی برای او هست

أُمّاهُ لَو تَبکينَ قتلَ السِّبطِ في جنبِ الفُراتِ
مادر جان! آن هنگام که در عزای کشته‌شدن حسینت در کنار فرات می‌گریی

نوحِي علی مَن ناضَلوا و جاهَدوا ضِدَّ الطُّغاةِ
از داغ آنهایی که علیه ظلم و طاغوت ایستادند و جانانه جنگیدند نیز نوحه بخوان!

 
 
 
 
 
ادامه نوشته

یک سوال!!!

حضرت زهرا (سلام الله علیها) در جوانی به پای امامش پیر شد...

سوخت ...

پرپر شد...

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

↓↓

تو برای امامت چه کردی؟؟؟

 

«رُوحِى، لِرُوحِكَ الفَداء و نَفسِى لِنَفسِكَ الوَقاء یا اباالحسن! إن كُنتَ فِى خَیرٍ كُنتُ مَعكَ و إن كُنتَ فِى شَرٍّ كَنتُ مَعكَ».

على جان، جانم فداى جان تو، و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو، یا اباالحسن!

سیلی

مسمار که رفت. مادر که افتاد. در که شکست. ناله که آسمان رفت. محسن که افتاد. غلاف که شکست. رعد و برق که زد.

گوشواره که افتاد. چادر که خاکی شد. ریسمان که گره خورد. خورشید که رفت. آسمان که تاریک شد. ماه که گرفت. ستاره ها که ترسیدند...

خودش را به مسجد رساند. وقتی رسید، فاتح خیبر بیرون می آمد و سرش پایین بود. نه شکوه ای، نه گلایه ای، نه مسمار و نه فدکی، نه بازو و نه پهلو و نه گوشواره و نه حرفی از سیلی. لب گشود:

«رُوحِى، لِرُوحِكَ الفَداء و نَفسِى لِنَفسِكَ الوَقاء یا اباالحسن! إن كُنتَ فِى خَیرٍ كُنتُ مَعكَ و إن كُنتَ فِى شَرٍّ كَنتُ مَعكَ».

«على جان، جانم فداى جان تو، و جان و روح من سپر بلاهاى جان تو، یا اباالحسن!

همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیكى بسر مى برى با تو خواهم زیست و یا اگر در سختى و بلاها گرفتار شدى، باز هم با تو خواهم بود.»

 

ایام فاطمیه

ای کاش فدک این همه اسرار نداشت ......... ای کاش مدینه در و دیوار نداشت
فریاد دل محسن زهرا این بود ................. ای کاش در سوخته مسمار نداشت

 ///////////...........................   یا زهرا...........................//////////////

حضرت زهرا دلش از ياس بود

قطره هاي اشكش از الماس بود

داغ عطر ياس زهرا زير ماه

مي چکانيد اشک حيدر را به چاه

گريه آري، گريه چون ابر چمن

بر کبود ياس و سرخ نسترن

اين دل ياس است و روح ياسمين

اين امانت را امين باش اي زمين

نيمه شب دزدانه بايد زير خاک

ريخت بر روي گل خورشيد، خاک

مدفن اين ناله غير از چاه نيست

جز تو کس از قبر او آگاه نيست

 نمونه ای از غزلواره هاي کوتاه فاطمه راکعي

اي بي نشانه اي که خدا را نشانه اي

هرجا نشان تست، ولي بي نشانه اي

تصوير شاعرانه ي در خود گريستن 

راز بلند سوختن عارفانه اي

 

منبع http://mandani1983.persianblog.ir/post/50

انا اعطیناک الکوثر

بسم الله النور

انا اعطیناک الکوثر.....

سالروز میلاد خیر کثیر....ام ابیها......و بانوی دوعالم

فاطمه اطهر 

گرامی باد

وقتی به جهل جوانی بانک بر مادر زدم، دل آزرده به کنجی نشست و گریان همی گفت: مگر خُردی فراموش کردی که دُرْشتی می کنی؟
چه خوش گفت زالی به فرزند خویش      چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن
گر از عهد خُردیت یاد آمدی         که بیچاره بودی در آغوش من
نکردی درین روز بر من جفا     که تو شیر مردی و من پیر زن

و اما درد دلی با بانو:

چه کردم که شرف حضور در بارگاه خاکی آسمانیت را از دست دادم؟

مرا دریاب که حیران وادی خاکی ام....مرا دریاب و پناهم ده که سرگشته ی بیابانهای گناهم.

آه دلم را بشنو که می دانم شنوایی و خاک چادرم را بنگر که از پا افتاده ی در راه وامانده ام.

به چادرت سوگند که خاکش شفاست.... و نگاه گرمت که عین حیات است سوگند... مرا دریاب..........مرا دریاب........که دلتنگ دیدارم

 

مدفن بانو کجاست؟؟؟

سلام بر بانو و  روح رنج دیده اش.......

مرحوم آيت الله کمره اي در کتاب ملکه اسلام همين ايراد را به علاوه ايراد ذيل بر دفن در بيت مطرح کرده اند.
دفن آن پيکر مطهر در خانه اش مناسب نبوده است؛ زيرا قبر هميشه در معرض ديد و پيش چشم فرزندان صغير و کودکان عزيز آن بانوي بزرگ واقع مي شده و همواره داغ آنان را تازه مي کرده است. بنابر اين دفن در بيت از جنبه عاطفي نمي تواند توجيه شود. شايد بتوان بر اين اشکال افزود: با توجه به زندگي روزمره در بيت، نمي توان دفن در بيت را توجيه کرد؛ زيرا با توجه به احترام فوق العاده اميرالمؤمنين (عليه أفضل صلوات المصلين) براي همسر، و فرزندان براي مادر خود، زندگي در خانه اي که قبر در آن است و موضع آن هم عمدا مخفي نگه داشته مي شود و معين نيست تا احترامش حفظ شود، مناسب نيست.
پاسخ همه اين اشکالات – با اين که مسلما حضرت زهرا (سلام الله عليها) در بيت خود و در جوار رسول خدا دفن شده اند – آن است که:
حضرت اميرالمؤمنين و خانواده پس از رحلت رسول خدا، در خانه ديگري – غير از خانه متصل به مسجد و حجره پيامبر – که در غرب بقيع و از آن حضرت علي بوده است زندگي مي کرده اند و حوادث هولناک پس از وفات پيامبر در آن خانه اتفاق افتاده است.


ادامه نوشته

نماز عشق زهرا دیدنى بود

  به مناسبت ایام فاطمیه

شنیدم من حدیثى آسمانى

ز ابن فهد حلى پر معانى

 كه زهرا در دم راز و نیازش

برفتى چون به معراج نمازش

 شد آن سان حال آن حق را عصاره

نفس‏هایش فتادى در شماره

 جهان بر روح او حقا قفس بود

تجلى خدا در هر نفس بود

 ز بصرى جاى دیگر این شنیدم

كه من عابدتر از زهرا ندیم

 زبس در طاعت آن ام الكرم بود

دو پاى نازینش پر ورم بود

 گرفتم یك نتیجه زین دو مطلب

كه در اوج بلایا ام زینب

 همان روزى كه آتش شعله افروخت

همان روزى كه باب اللَّه مى‏سوخت

 ادا مى‏كرد در دهلیز آن در

نماز عشق، آن هم عشق  حیدر

 نفس‏هایش شمار افتاده بود او

 چوگل در رهگذار افتاده بود او

 نماز عشق زهرا دیدنى بود

مصلّى و مصلّى دیدنى بود

 على محو نماز ساده او

نمى‏از خون دل سجاده او

 نماز عشق را نورى جلى بود

تمام نیت او یا على بود

 چو او در پشت در تكبیر مى‏زد

 عدو با قبضه شمشیر مى‏زد

 عجب ذكرى عجب خونین سجودى

شرار و بوستان، یاس و كبودى

 قنوتى بر ولایت متهم داشت

سبب این بود بازویش ورم داشت

 شنو از خون و دود و  شعله تسبیح

كند دشمن خودش این گونه تصریح:

 به بیت فاطمیان چون رسیدم

به جز بغض على دیگر ندیدم

 دلم لبریز از ناحق خود بود

درون من به‏پا بدر و اُحد بود

 شنیدم تا زدم بر درب بسته

صداى استخوانهاى شكسته

 سید محمد میر هاشمى

منبع http://www.hazrat-fatemeh.mihanblog.com/post/3

بصیرت  !!!!!!؟؟؟؟؟؟

 

سخنی با دوستان

بصیرن  کلمه اي که اين روزها بسيار زياد در رسانه ها و در کلام بزرگان نظام بخصوص رهبر عزيزمان مي شنويم. سوال اين است :بصیرت چيست؟ راه دست يابي به بصيرت چگونه است؟ بصيرت از منظر بزرگان اسلام همچون امام علي(ع) چگونه است و ... امیدوارم با چند پست که البته از منابع مختلف هست بتونم جواب بعضی از سوالات خودم و بقیه را بدم.

گوش به فمان رهبريم

    االبته این وسط گاهی هم گریزی می زنم به انگیزه ی اصلی ایجاد این وبلاگ....  "* بانو *"و خطبه فدک ایشون که شاید اولین گام در حمایت از ولی خدا بود

غدیری ام... سقیفه ای نیستم!!!            در پی هر خلیفه ای نیستم!!!

 خورده گره  بند دلم با علی         غیر علی با دگری نیستم!

مست تولای خم حیدرم                           غافل از او هیچ دمی نیستم

رهبر من پور ابیطالب است          پیرو هر بی پدری نیستم

                                                     شکر خدا من عمری !!! نیستم

امیدوارم از مطالب این وبلاگ استفاده ببرید.

چرا شیعه از عمر متنفر است؟

نفرت از عمر گویی با خون شیعه عجین شده است...گویی همگان منتظرند تا عدالت خدا انتقام بی حرمتی هایش را بگیرد.اما کجاست شمشیر عدل خدا و دست دادگری که نشان قبری گمشده را بعد از سالها مظلومیت پیدا کند.

 

احتجاج خصوصى حضرت زهرا (سلام الله عليها) بر ابوبكر

بار ديگر اميرالمؤمنين (عليه السلام) به حضرت زهرا (سلام الله عليها) نزد ابوبكر برو و بگو:

ادعاى مقام پدرم و خلافت او را كرده اى و جاى او نشسته ايد؟ اگر فدك ملك تو هم بود و من از تو مى خواستم كه آن را به من ببخشى، بر تو واجب بو آن را به من بدهى. حضرت زهرا (سلام الله عليها) نزد ابوبكر آمد اين مطالب را به او فرمود.

ابوبكر گفت: راست مى گويى. سپس ورقه اى خواست و بر آن نوشته اى مبنى بر بازگرداندن فدك نوشت. خضرت زهرا (سلام الله عليها) نوشته را برداشت و از نزد و از نزد ابوبكر بيرون آمد.

* پاره كردن سند فدك

عمر لعنت الله علیه  در راه حضرت را ديد و گفت: اى دختر محمد! اين نوشته چيست!؟

فرمود: نوشته اى است كه ابوبكر بعنوان باز پس دادن فدك نوشته است. گفت: آن را به من بده! حضرت خوددارى كرد و آن را نداد.

در اينجا عمر جسارتى كرد كه صفحه تاريخ را سياه نمود و سوز جانكاه آن براى هميشه دل محبان فاطمه (عليه السلام) را سوزاند. او با قساوت تمام در ميان كوچه و رهگذر مردم به دختر پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) اهانتى عظيم كرد و با پا به فاطمه (سلام الله عليها) زد، و به اين اكتفا نكرد و سيلى به صورت مبارك آن حضرت زد و طورى كه در اثر آن گوشواره حضرت شكست. سپس نوشته ابوبكر را به زور از دست حضرت گرفت و آب دهان بر آن انداخت و نوشته هايش را پاك كرد و آن را پاره نمود و گفت: اين سرزمينى است كه پدر تو هم با اسب و لشكر آنجا را فتح نكرده است!

اميرالمؤمنين (عليه السلام) در خانه منتظر بود. وقتى حضرت زهرا (سلام الله عليها) پشت در آمد حضرت به استقبال او رفت و فرمود: اى دختر پيامبر، چرا اين گونه غضبناك هستى؟ حضرت زهرا (سلام الله عليها) جسارت عمر را بازگو كرد.

اميرالمؤمنين (عليه السلام) با يك دنيا تاءسف و غصه از چنين جسارتى به ساحت مقدس بانوى دو جهان، بعنوان شريك غم و تسلاى آن حضرت فرمود: آنچه نسبت به من و پدرت مرتكب شده اند از اين بالاتر است.

مهدی بیا....که زمین مدینه از شرم سیلی زهرا سالهاست سکوت کرده.منتظر صدای قدمهای توست که بیایی و این عقده ی وا نشده را وا کنی... که زمان هم از سیلی بانو کمرش شکست.

منبع نبیان

سقفی به وسعت عرش

× حضرت باقر(ع) می فرمود خانه علی و فاطمه حجره رسول الله است و سقف خانه شان عرش رب العالمین است و در عمق خانه هاشان شکافی است، رو باز تا عرش که معراج وحی است و فرشتگان هر صبح و شام و هر ساعت و هر چشم بهم زدن بر آنان با وحی فرود می آیند و دسته های فرشتگان از هم گسیخته نمی شود، دسته ای فرود می آیند و دسته ای بالا می روند. و همانا خدای تبارک و تعالی برای ابراهیم(ع) از آسمانها پرده برداشت تا آنکه عرش را دید و خداوند نور دیده او را نیرو بخشید و همانا خداوند به نور دیده محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین نیرو بخشید، آنان عرش را می دیدند و سقفی برای خانه خودشان بجز عرش نمی یافتند، پس سقف خانه های آنان عرش رحمان است و معراج های ملائکه و روح در این خانه ها است و با اذن پروردگارشان از هر امری سلامت است، راوی گوید گفتم از هر امری سلامت است؟ فرمود به هر امری. گفتم این چنین نازل شده؟ فرمود آری.

http://www.ashura.ir/



 

فاطمه از دیدگاه امام خمینی    (3)

بخش سوم


ز) صحیفه فاطمیة

نتیجه رفت و آمدهای بسیار جبرئیل و گفتگوی با فاطمه زهرا، جمع مطالبی در مجموعه ای شد که صحیفه فاطمیه خوانده می شد. حضرت امام;

ما مفتخریم که ادعیه حیات بخش که او را قرآن صاعد می خوانند از ائمه معصومین ما است، مناجات شعبانیه امامان و دعای عرفات حسین بن علی(علیهما السلام)، و صحیفه سجادیه این زبور آل محمد و صحیفه فاطمیه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالی به زهرای مرضیه است، از ما است. (20)

در ظرف 75 روز جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه ای که واقع می شده است، مسائل را ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است - و البته وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم - کاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است. (21)

و شاید یکی از مسائلی که گفته است راجع به مسائلی است که در عهد ذریه بلند پایه او حضرت صاحب(عج) است، برای او ذکر کرده است، که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمی دانیم، ممکن است. (22)
4 - پرورش یافتگان مکتب زهرا(س)

امام; مکتبی که می رفت با کجرویهای تفاله جاهلیت و برنامه های حساب شده احیای ملی گرایی و عروبت با شعار «لا خبر جاء و لا وحی نزل » محو و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا کشاند که ناگهان شخصیت عظیمی که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی و سید اولیاء علی مرتضی تربیت در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی نظیر و نهضت الهی خود واقعه بزرگی را بوجود آورد که کاخ ستمکاران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید. (23)

ادامه نوشته

فاطمه از دیدگاه امام خمینی    (2)

ادامه بخش قبلی...

3 - مقامات معنوی حضرت زهرا(س)

الف) نور او قبل از خلقت بشر آفریده شده است. (11)

امام; اصولا رسول اکرم(ص) و ائمه(علیهم السلام) طبق روایاتی که داریم قبل از این عالم انواری بوده اند در ظل عرش... و مقاماتی دارند الی ماشاءالله... چنانکه بحسب روایات این مقامات معنوی برای حضرت زهرا(س) هم هست. (12)

ب) موجودی ملکوتی و جبروتی

امام; او [فاطمه زهرا] موجود ملکوتی است که در عالم انسان ظاهر شده است، بلکه موجود الهی جبروتی در صورت یک زن ظاهر شده است. (13)

معنویات، جلوه های ملکوتی، جلوه های الهی، جلوه های جبروتی، جلوه های ملکی و ناسوتی همه در این موجود است. (14)

ج) مجمع اوصاف انبیاء(ع)

امام; فردا [روز ولادت فاطمه زهرا] همچو زنی متولد می شود که تمام خاصه های انبیاء در اوست. (15)

د) حقیقت لیلة القدر

امام; دلالت بر آنچه احتمال دادیم از حقیقت لیلة القدر می کند حدیث شریف طولانی که در تفسیر برهان از کافی شریف نقل فرموده و در آن حدیث است که نصرانی گفت به حضرت موسی بن جعفر که تفسیر باطن (حم، والکتاب المبین، انا انزلناه فی لیلة مبارکة، انا کنا منذرین فیها یفرق کل امر حکیم) چیست؟ فرمود

اما «حم » محمد(صلی الله علیه و آله) و اما «کتاب مبین » امیرالمؤمنین ع) است و اما اللیلة، فاطمه(س) است. (16)

و در روایتی لیالی عشر به ائمه طاهرین از حسن تا حسن تفسیر شده است و این یکی از مراتب لیلة القدر است که حضرت موسی بن جعفر(ع) ذکر فرموده و شهادت داده بر آنکه لیلة القدر تمام دوره محمدیه است روایتی که در تفسیر برهان از حضرت باقر(ع) نقل می کند و این روایت چون روایت شریفی است و به معارف چندی اشاره فرموده و از اسرار مهمه کشف فرموده ما تیمنا عین آن حدیث را نقل می کنیم

قال (رحمه الله) و عن الشیخ ابی جعفر الطوسی عن رجاله عن عبدالله بن عجلان السکونی قال سمعت اباجعفر(ع) یقول

بیت علی و فاطمة حجرة رسول الله(ص) و سقف بیتهم عرش رب العالمین و فی قعر بیوتهم فرجة مکشوطة الی العرش معراج الوحی والملائکة تنزل علیهم بالوحی صباحا و مسائا و کل ساعة و طرفة عین، و الملائکة لا تنقطع فوجهم، فوج ینزل و فوج یصعد و ان الله تبارک و تعالی کشف لابراهیم(ع) عن السموات حتی ابصر العرش و زاد فی قوة ناظره، و ان الله زاد فی قوة ناظر محمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین(ع) و کانوا یبصرون العرش و لایجدون لبیوتهم سقفا غیر العرش، فبیوتهم مسقفة بعرش الرحمن و معارج الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر سلام، قال قلت من کل امر سلام؟

قال بکل امر

فقلت هذا التنزیل؟

قال نعم (×)

و تدبر در این حدیث شریف، ابوابی از معرفت به روی اهلش باز کند و شمه ای از حقیقت ولایت و باطن لیلة القدر به آن مکشوف شود. (17)

ادامه نوشته

فاطمه از دیدگاه امام خمینی    (1)

فاطمه در انديشه امام خميني

محمد اسحاق مسعودی

این نوشتار سزاوار می بیند، نظری به دیدگاه امام خمینی; در باره شخصیت فاطمه زهرا(س) داشته باشد، گذشته از آنکه حضرت امام; از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مکتب او پرورش یافته و عمر شریف خویش را در راه اهداف والای اسلام و اهل بیت(ع) سپری فرموده است، همزمانی میلاد امام خمینی; (بیستم جمادی الثانی سال 1320 ه .ق) و میلاد فاطمه زهرا(س) بر این مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام; در برخی از پیامها و سخنرانیهای خود به ترسیم و توصیف شخصیت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته اند، اما به این نکته نیز باید توجه داشت که آنچه بیان کرده اند تنها اشاره به بخشی از فضایل بی پایان و وصف ناشدنی زهرای مرضیه(س) است، نه تبیین همه آن، که اصولا از قدرت بشر خارج است، و به کلام امام; نیز در این باره خواهیم پرداخت.اینک سخنان حضرت امام; را تحت عناوینی چند به شما خواننده گرامی تقدیم می داریم:
1 - فاطمه(س) مایه افتخار

ادامه نوشته

اسلام علیک یا رحمه للعالمین....

حق چو دید آن نور مطلق در حضور
آفرید از نور او صد بحر نور
آفرینش را جز او مقصود نیست
پاک دامن تر زاو موجود نیست
میلاد نبی اکرم (ص) و امام صادق(ع)گرامی باد

 

تولدت مبارک...

ادامه نوشته

خطبه فدک ...    (3)با امامان کفر بجنگید

با امامان کفر بجنگید

با اين سوابق، حال بعد از روشن شدن حق و بيان آن به كجا رفتيد، و بعد از اعلان حق كجا آن را پنهان كرديد، و چرا بعد از اين اقدامات به گذشته خود رجوع نموديد و بعد از ايمان مشرك شديد، و بعد از شجاعت ترسيديد از گروهى كه بعد از پيمان بستنشان سوگندهاى خود را شكستند و در دين شما طعنه وارد نمودند.

با امامان كفر جنگ كنيد كه آنان پايبند به سوگندهايشان نمى باشند، تا شايد از كارهاى خود بر گردند، آيا با گروهى كه سوگندهاى خود را ناديده گرفتند و قصد بيرون نمودن رسول الهى را دارند كارزار نمى نماييد، و حال آنكه آنان ابتدا شروع به جنگ نمودند؟ آيا از آنان هراس داريد؟ خداوند سزاوارتر است كه از او بترسيد اگر مومن هستيد.

 خوارى حق به دست مردم

آگاه باشيد! به خدا قسم شما را مى بينم كه به زندگى راحت ميل نموده ايد، و كسى كه سزاوار منصب حل و فصل امور است از جايگاهش دور نموده ايد، و تن به راحتى در داده ايد، و از جاى وسيع و جاى تنگ پناه آورده ايد، و از دين برگشته ايد و آنچه را كه حفظ مى كرديد دور افكنده ايد، و چيزى را كه به آسانى خورده بوديد بر گردانده ايد.

اگر شما و تمام كسانى كه در زمين هستند كافر شوند خداوند از همه آنان بى نياز است و خداوند سپاس شده است. آيا خبر كسانى كه قبل از شما از قوم نوح و عاد و ثمود و اقوامى كه بعد از اينان آمدند به شما نرسيده؟ قضاياى آنان را جز خدا نمى داند كه رسولان الهى با بينات به سوى آن اقوام آمدند، ولى آنان دستهاى خود را در دهان خود گذارده و گفتند: ما به آنچه شما فرستاده شده ايد كافريم، و ما در آنچه ما را به سويش مى خوانيد در شك و تريد هستيم.

عار و عذاب بر كسى كه دختر پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) را خوار كند

من گفتم آنچه گفتم در حالى كه مى دانم يارى نكردن وجودتان را فرا گرفته و بى وفايى همچون لباسى بر قلبهاى شما پوشيده شده است. ولى اين سخنان به خاطر بر لب رسيدن جانم بود، و آه هايى بود كه براى خاموش نمودن آتش غضبم كشيدم، و سستى تكيه گاهى بود، و ضعف يقين شماست، و اظهار غصه سينه ام است كه ديگر نتوانستم آن را مخفى كنم، و براى اتمام حجت بود.

پس شتر خلافت را بگيريد و با طناب، باربندش را محكم به شكم آن ببنديد، در حالى كه كمر آن شتر مجروح شده و استخوانهايش شكسته و پاهايش ضغيف شده و كف پاهايش نازك گرديده و عيب آن هميشه باقى است، كه به غضب خداى جبار و ننگ ابدى علامت گذارى شده، و پيوسته به آتش الهى روشن است. آتشى كه بر قلبها اثر مى گذارد و در عمودهاى كشيده بر آنان ملازم شده است. آنچه انجام مى دهيد نزد خداوند محفوظ است و به زودى كسانى كه ستم كردند مى فهمد به كجا مى روند.

منبع تبیان

قصه عجیبی است :

۷۰ میلیون نفر شامگاه هر جمعه   در انتظار سریال مختارنامه هستند که انتقام حسین را بگیرد.

غافل از اینکه ۱۱۷۴ سال است که مهدی موعود (منتقم خون حسین)فقط منتظر ۳۱۳ نفر است که انتقام جد شهیدش را بگیرد....

سلام بر غریب زهرا...

اللهم عجل لولیک الفرج....

مهدی جان بیا.......

مولاجان بیا که :

بی همگان به سر شود..........................بی تو به سر نمی شود

اغاز ولایتت مبارک اقای من!!

22 بهمن خجسته.........

۲۲ بهمن مبارک...

 

 

بينش سياسي بانو  (2)

ادامه ...

رفتار سياسي در قالب ايراد خطبه

يكي از بارزترين رفتارهاي سياسي حضرت زهرا (عليها السلام) ايراد خطبه است. ايشان با استفاده از زمان ومكان مناسب، سعي در بيداري و آگاهي مسلمانان داشتند. از اين رو، به دنبال غصب «فدك»، با جمعي از زنان به سوي مسجد مدينه حركت فرمودند. ابوبكر با عمر و جمعي از اصحاب، اعم از مهاجر و انصار، در آنجا حاضر بودند. آن حضرت (عليها السلام) چادري بر پيش روي خود حايل كردند و در كمال عفت و حجال، به ايراد خطبه پرداختند.

اين رفتار اگرچه به دنبال غصب «فدك» صورت گرفت و ظاهرا يك حركت اقتصادي بود، اما با دقت در زمينه‌هاي ايراد خطبه و همچنين متن خطبه، اهداف خليفه از غصب «فدك» و احاديث ائمه اطهار (عليهم السلام) و نگرش آن ها نسبت به «فدك»، مي‌توان دريافت كه در نگرش شيعه، «فدك» به عنوان نمادي از غصب حكومت به شمار مي آيد.

زمينه هاي سياسي ايراد خطبه

مراجعه به تاريخ اسلام نشان مي‌دهد پس از ارتحال پيامبر‌(صلي الله عليه و آله)، جو اجتماعي- سياسي با بحران جدي روبرو به شد؛ خطري سه گانه و مثلث وار آيين اسلام را تهديد مي‌كرد: يك ضلع اين خطر امپراتوري روم بود؛ خطر ديگر امپراتوري ايران؛ و خطر سوم منافقان و احزاب و اقليت‌هاي داخلي بودند. در چنين شرايطي، كه خطر هجوم خارجي و از همه مهم‌تر خطر دشمن داخلي براي اسلام و مسلمانان وجود داشت، مسلما حضرت زهرا (عليها السلام) براي باز پس‌گيري يك قطعه زمين ـ هر چند با ارزش ـ حاضر نبودند اين ميزان سختي را متحمل شوند و هرگز حاضر به ايجاد دو دستگي در ميان مسلمانان نبودند. اما به توجه به كه ايشان از گوهر عقل و عصمت بهره مند بودند و هيچ‌گاه منافع شخصي خود و خانواده‌شان را بر منافع ديني و اجتماعي ترجيح نمي‌دادند، مقابله و اعتراض ايشان نسبت به حكومت معنايي ديگر را در خود نهفته داشت. هر چند خليفه اهداف زيادي از جمله اهداف اقتصادي و همچنين شكست قداست معنوي اهل بيت (عليهم السلام) را در دستور كار خود قرار داده بود، اما هدف اصلي حضرت زهرا (عليها السلام) از بهانه قرار دادن «فدك» ضربه وارد كردن به موقعيت حكومت غاصب و دفاع از ولايت عظما و عصمت اهل بيت (عليهم السلام) بود. ايشان با بينش سياسي خويش، متوجه خطري بزرگ‌تر از خطر روم و ايران براي جامع مسلمانان شده بودند و آن انحراف از مسير ولايت و امامت بود؛ خطري كه مسلمانان را به فرقه‌هاي مختلف تقسيم نمود و مهم‌ترين عامل اقتدار مسلمانان را ـ كه همان وحدت و ايمان بود ـ زير سئوال برد.

ادامه نوشته

سوالاتی درباره ی فدک

 

1. مطالب حضرت صديقه طاهره از ابي بکر، علاوه بر برگرداندن خلافت به امير المؤمنين (عليه السلام) چه چيزهايي بود؟ آيا همه امور ذيل را مطالبه کرد يا برخي را؟ (1)
الف) ارث خود از اموال شخصي رسول خدا؛ ب) فدک؛ ج) صدقات رسول خدا؛ د) سهم خيبر؛ ه) سهم ذي القربي از غنائم جديد.
2. خطبه معروف به فدکيه مربوط به کدام يک از مطالبات بالاست؟ مسلما مطالبه ارث خود از رسول خدا در آن هست. علاوه بر آن آيا در خصوص فدک، آن حضرت جداگانه با ابوبکر محاجه کرده است؟ چطور در متن خطبه از «فدک» با همين تعبير، سخني نيست و عمده احتجاج در خصوص ارث است. هر چند راويان خطبه گفته اند که پس از منع فدک، آن حضرت اين خطبه جاودانه و رسواگر و ويرانگر خلافت ابوبکر را انشاء فرموده اند.
3. در صورتي که بگوييم در خطبه فدکيه مطالبه فدک هم با عنوان «ارث» هست، چه چيزي باعث شد که آن حضرت ، از باب ارث آن را مطالبه کند با اين که رسول خدا در زمان حياتش به او بخشيده بود و پيش از وفات رسول خدا در اختيار حضرت صديقه قرار داشت؟
4. خطبه فدکيه چند روز پس از رحلت رسول خدا ايراد شده است؟(2)
5. چرا در آن خطبه غرا به صراحت سخني از غصب خلافت و اعتراض به آن نيست؟ آيا کار از کار گذشته بوده است؟ آيا براي رسوا کردن ابي بکر موضوع ارث کارآتر بوده است؟ و چطور در آن خطبه، استشهادي به حديث غدير و مانند آن يده نمي شود؟ هر چند توبيخ شديد مهاجر وانصار و شمه اي از فضائل حضرت امير (عليه السلام) در آن هست.
6. چرا حضرت امير (عليه السلام) در دوره خلافت خود، فدک را بر نگرداند؟
7. ماجراي حمله به بيت و احراق يا تهديد به احراق، چند روز پس از وفات پيامبر خدا روي داد؟ قبل از ايراد خطبه فدکيه يا بعد از آن؟
8. مدفن مطهر حضرت زهرا کجاست؟ آيا درست است که مدفن آن حضرت بيت او واقع در شرق مسجد و شمال حجره رسول خداست. (3)
9. مسلما براي اعتراض به دستگاه خلافت، حضرت زهرا (سلام الله عليها) شبانه غسل و کفن و دفن شدند و خواست آن حضرت، و نيز اميرالمؤمنين (عليها السلام) بر اخفاي قبر مطهر بوده است؛ ولي آيا بنا و خواسته معصومين (عليهم السلام) به عنوان سندي براي نارضايتي حضرت صديقه از ابي بکر در همه دوران ها و اعصار، بر مخفي ماندن قبر تا ظهور حضرت حجت (عجل الله تعالي فرجه) بوده است؟ يا اين که همان طور که قبر حضرت امير المؤمنين (عليه أفضل صلوات المصلين) سال ها مخفي بود ولي پس از رفع خطر و حصول غرض از اخفاء، ائمه هدي (عليهم السلام) محل قبر را مشخص کردند و خود و شيعيان به زيارت آن قبر مطهر شتافتند، در مورد قبر حضرت صديقه هم پس از رسوايي ابوبکر و مسجل شدن غضب آن پاره تن رسول خدا بر وي، و تأمين اين هدف عالي، ديگر داعي بر اخفاء قبر نبوده و ائمه (عليهم السلام) مردم را به جاي قبر مطهر دلالت مي فرموده اند؟ يا اين که فقط نادرا و براي خواص اصحاب محل آن را مشخص کرده اند؟

زمین فدک

بینش سیاسی بانو

رفتارهاي سياسي حضرت زهرا (عليها السلام)

«رفتار سياسي» عبارت است از: «فعاليت‌هاي سياسي افراد و پيامدهاي آن براي نهادهاي سياسي». در اين مقاله، نيز رفتار سياسي حضرت به آن دسته از فعاليت ها و مبارزاتي اطلاق مي‌شود كه در قالب ايراد خطبه، اعتراض به غصب فدك و خلافت، سكوت در برابر خليفه به خاطر وحدت سياسي و مانند آن صورت گرفته‌اند. اين رفتارها، كه عمدتاً پس از رحلت حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) و به دنبال ماجراي صقيف بني ساعده ظهور كردند، حاكي از اين مدعايند كه حضرت زهرا (عليها السلام) اگاهي عميقي نسبت به مسائل اسلامي و سياسي داشته اند، به عبارت ديگر، ايشان از بينش سياسي عميقي برخوردار بودند. اما مراد از «بينش سياسي» چيست؟

بينش سياسي

تعبير «بينش سياسي» از دو كلم «بينش» و «سياسي» تركيب شده است. «بينش» از مصدر ديدن، بينايي، بينندگي و بصيرت، به معناي نگاه و نظر مي‌باشد. در اصطلاح روان‌شناسي نيز «بينش» عبارت از «كشف» است. «سياست» نيز برگرفته از كلم «ساس» به معناي رعيت داري، اصلاح امور مردم و مملكت داري مي‌باشد. در لسان العرب، «سياست» به معناي قيام هر چيزي است به آنچه صلاح و مصلحت مي‌باشد. «السياسة: القيام علي شيء بما يصلحه». نزد دانشمندان اسلامي نيز سياست عبارت است از: روش ادار جامعه به گونه‌اي كه مصالح مادي و معنوي آحاد آن تحقق يابد. به ديگر سخن، سياست به معني آيين كشورداري است.

ادامه نوشته

خطبه فدک ...    (2)

ادامه ی خطبه فدک . . .

و ما يادگارانى هستيم كه خداوند ما را نمايندگان خود بر شما قرار داده، و به همراه ما كتاب ناطق الهى و قرآن صادق نور تابناك و شعاع درخشنده اى است كه دليلهاى آن روشن و اسرار آياتش ظاهر است، و با ما دليل و برهانى است كه ظواهرش متجلى و استماع آن براى مردم هميشگى است (و ملال آور نيست.)

پيروان او به خاطر آن مورد رشك ديگران هستند، و تبعيت او بشر را به رضوان خدا سوق مى دهد، و گوش دادن به آن نجات را به دنبال مى آورد. در اوست بيان دليلهاى نورانى الهى، و پندهاى مكرر خداوند، و واجباتى كه تبيين شده و محرماتى كه از آن منع گرديده، و احكامى كه كافى است و ادله اى كه روشن است و كلماتى كه شفابخش است، و فضايلى كه بدان دعوت شده، و امورى كه اجازه انجام آن داده شده، و رحمتى كه اميد آن مى رود، و قوانينى كه واجب شده است.

 بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

و اما ابو بکر.........

اين قصه را تاکنون در کتابي نديده ام و براي ثبت در تاريخ در اين جا مي نويسم و آن را از حضرت آيت الله بهجت (دام ظله) شنيده ام. ايشان گفتند: روزي عالمان سني در عراق در بغداد جلسه اي تشکيل دادند و از عالم بزرگ شيعه شيخ محمد حسن مظفر صاحب دلائل الصدق – يا يکي ديگر از بزرگان خاندان مظفر – خواستند که براي مناظره در باره امامت در آن جلسه حاضر شود. هنگامي که وي حاضر شد از او پرسيدند: «نظر شما در خصوص دستور پيامبر به ابي بکر در هنگام بيماري اش چيست؟ آن گاه که به ابوبکر فرمان داد به جايش نماز بخواند و امام جماعت شود؟ هنوز سؤال آنان تمام نشده بود که مظفر به آن پاسخ داد و چنان عالمان سني را مات ومبهوت کرد که «کأن علي رؤوسهم الطير» همه ساکت شدند و هيچ کس هم حرفي نتوانست بر زبان بياورد و مجلس مناظره به نفع مظفر خاتمه يافت و از هم پاشيد. جواب مرحوم مظفر تنها يک جمله بود. وي پيش از تمام شدن سؤال سريعا گفت: «ان الرجل ليهجر»!!! يعني بر فرض که پيامبر در بيماري اش به ابوبکر چنين دستوري داده باشد، خود اهل سنت روايت کرده اند که وقتي پيامبر خدا فرمود: «ايتوني بقلم و دواة ...» خليفه دوم گفت: «ان الرجل ليهجر». و شما که سخنان پيامبر در بيماري را – معاذالله – هذيان مي دانيد، پس دستور نماز به ابي بکر هم يکي از همان هذيان هاست!!
آيت الله بهجت مي فرمود: اين جواب مسلما نوعي کرامت و امري خارق العاده است و هيچ جوابي درآن مجلس، مانند اين پاسخ ويرانگر و کوبنده نبود.

منبع

http://www.rasekhoon.net

خطبه فدک ...   خطاب به رسول الله

خطاب بانو به پدر در خطبه فدک:

سپس حضرت نظرى به مرقد پدر افكند و بغض گلويش را فشرد و ضمن ابياتى از شعر چنين فرمود:

اى پدر! بعد از رحلت تو واقعه هاى بزرگ و قضاياى مشكلى واقع شد، كه اگر تو شاهد آن بودى مصيبت برايمان بزرگ نمى آيد.

ما همچون زمينى كه باران فراوان را از دست دهد تو را از دست داديم، و قوم تو فاسد گرديدند. پس شاهد آنان باش و غايب مباش. و براى هر اهلى مزيت و برترى بر ديگر نزديكان نزد خداى متعال است. آن هنگام كه تو رفتى و خاك بين ما و تو حايل شد مردمانى كينه هاى خود را بر ما ظاهر نمودند.

اكنون كه تو از بين ما رفته اى و تمام زمين غصب شده مردم با چهره گرفته با ما روبرو مى شوند و ما خوار شده ايم. و بزودى در روز قيامت باعث ظلم خانواده ما مى فهمد كه به كجا باز مى گردد.

تو همچون ماه چهارده شبه و نورى بودى كه از تو كسب نور مى شد و كتابهاى آسمانى از طرف خداى با عزت بر تو نازل مى گرديد.

و جبرئيل با آوردن آيات الهى با ما انس داشت، و با رفتنت در تمام خيرها را بستى. شهر من با آن وسعتش بر من تنگ شده و دو سبط تو خوار گشتند كه در اين براى من بلايى است.

اى كاش قبل از رفتن تو مرگ با ما روبرو مى شد هنگامى كه تو از پيش ما رفتى و تلى از خاك مانع از تو شد. ما مبتلا به مصيبت از دست رفتن عزيزى شديم كه هيچ محزونى از مردم چه عرب و چه عجم به رفتن عزيزى مبتلا نشده است.

پس هر اندازه كه در اين دنيا زندگى كنيم و تا زمانى كه چشمهايمان باقى است براى تو با اشكى ريزان گريه مى كنيم.

سپس اين اشعار را درد دل نمود:

تا روزى كه تو زنده بودى حمايت كننده اى داشتم و با آسودگى رفت و آمد مى نمود و تو بال من و ياورم بودى: ولى امروز در برابر فردى ذليل خاضع شده ام و از او فاصله مى گيرم و به دست خود ستمگران را دور مى كنم.

در حالى كه قمرى از روى غصه، شبانه روى شاخه اى گريه مى كند، من در روز روشن بر مصائبم اشك مى ريزيم.

خطبه فدک ...    (3)   یادمان باشد تاریخ همواره تکرار شده است

این بخش از خطابه بانو انسان را یاد امروز و اتفاقات اکنون می اندازد. بدانیم فدک بهانه ای بود برای دفاع از حق علی...فریاد مظلومیت علی... وگرنه بانو کجا و دنیا کجا؟؟؟

کاش بانو امروز هم بود...............

حضرت خطاب به انصار فرمودند:

سپس حضرت نگاهى به جانب انصار نمودند و فرمودند:

اى يادگاران زمان پيامبر، و اى ياوران دين و پناه دهندگان اسلام! اين چه سستى است در يارى من و چه ضعفى است در كمك به من و چه كوتاهى است درباره حق من و چه خوابى است كه در مورد ظلم به من شما را فرا گرفته است؟!

آيا پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) پدرم نمى فرمود: حرمت هر كسى را نسبت به فرزندانش بايد نگاه داشت؟ چه زود كار خود را كرديد، و عجب زود به كارى كه زمانش نرسيده بود اقدام نموديد! و شما به آنچه من طلب مى كنم قدرت كمك، و بر آنچه درپى آن هستم و مى خواهم قوت گرفتن داريد.

آيا به راحتى مى گوييد محمد رسول خدا از دنيا رفت؟ بخدا قسم اين واقعه مهم است كه شكافى عظيم و گسيختگى گسترده اى همراه داشت، و التيام دهنده آن مفقود بود. با غيبت پيامبر زمين تاريك گرديده، و برگزيدگان الهى محزون گشته اند، و در مصيبت او آفتاب و ماه گرفته و ستارگان پراكنده شدند. با رحلت او اميدها به ياس مبدل شد، و اموال غارت شد و حريم آن حضرت از بين رفت، و حرمت او مورد اهانت قرار گرفت. با رفتن او امت در فتنه افتادند و ظلمت همه جا را فرا گرفت و حق از بين رفت.

بخدا قسم پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) بليه بسيار بزرگ و مصيبت عظيم است كه مصيبتى مثل آن و حادثه ناگوارى همچون آن در دنيا نخواهد بود و به اين مصيبت عظمى كتاب خدا در خانه هايتان و در هر صبح و شام آگاهى داده و به آن در گوشهايتان با ندا و فرياد و خواندن و فهماندن خبر داده است.

و همچنين خبر داده از آنچه كه به انبياى الهى و فرستادگان خداوند در گذشته رسيده كه حكم نهايى و قضا و قدر حتمى است (آنجا كه فرموده) و نيست محمد مگر فرستاده خدا كه قبل از او پيامبران آمده اند. آيا بميرد يا كشته شود به جاهليت خود بر مى گرديد و مرتد مى شويد؟ كسى كه مرتد شود به خداوند ضررى نمى رساند، و خداوند شكر گزاران را پاداش مى دهد.

منبع

http://www.tebyan.net

شعری برای دلتنگی ها

سروده سيد حميد برقعي از شاعران برجسته قم

شنيده مي‌شود از آسمان صدايي كه ...
كشيده شعر مرا باز هم به جايي كه ...
نبوده هيچ‌كسي جز خدا، خدايي كه ...
نوشت نام تو را، نام آشنايي كه ...

پس از نوشتن آن   آسمان تبسم كرد
و از شنيدنش    افلاك دست و پا گم كرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الكن شد
نوشت فاطمه، هفت آسمان مزين شد
نوشت فاطمه، تكليف نور روشن شد
دليل خلق زمين و زمان معين شد

نوشت فاطمه يعني خدا غزل گفته است
غزل ـ قصيده نابي كه در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعريف ديگري دارد
ز درك خاك مقام فراتري دارد
خوشا به حال پيمبر! چه مادري دارد!
درون خانه بهشت معطري دارد

پدر هميشه كنارت حضور گرمي داشت
براي وصف تو از عرش واژه بر مي‌داشت

چراكه روي زمين واژه وزيني نيست
و شأن وصف تو اوصاف اينچنيني نيست
و جاي صحبت اين شاعر زميني نيست
و شعر گفتن ما غير شرمگيني نيست

خدا فراتر از اين واژه‌ها كشيده تو را
گمان كنم كه تو را، اصلاً آفريده تو را

كه گرد چادر تو آسمان طواف كند
و زير سايه آن كعبه اعتكاف كند
ملك ببيند و آنگاه اعتراف كند
كه اين شكوه جهان را پر از عفاف كند

كتاب زندگي‌ات را مرور بايد كرد
مرور كوثر و تطهير و نور بايد كرد

در آن زمان كه دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهيكم التكاثر بود
درون خانه تو نان فقر آجر بود
شبيه شعب ابي‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برايت آماده است
حصير خانه مولا به پايت افتاده است

به حكم عرش بنا شد در آسمان علي
علي از آن تو باشد تو هم از آن علي
چه عاشقانه همه عمر مهربان علي!
به نان خشك علي ساختي، به نان علي

از آسمان نگاهت ستاره مي‌خواهم
اگر اجازه دهي با اشاره مي‌خواهم

به ياد آن دل از شهر خسته بنويسم
كنار شعر دو ركعت نشسته بنويسم
شكسته آمده‌ام تا شكسته بنويسم
و پيش چشم تو با دست بسته بنويسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادري كن و اين بار هم اجازه بده

به افتخار بگوييم از تبار توايم
هنوز هم كه هنوز است بي‌قرار توايم
اگرچه ما همه در حسرت مزار توايم
كنار حضرت معصومه در كنار توايم

فضاي سينه پر از عشق بي‌كرانه توست
«كرم نما و فرود آ كه خانه، خانه توست»

 

منبع

http://www.farsnews.com

خطبه فدک.....اولین گام حمایت از ولی خدا !!!

بسم الله الرحمن الرحيم

هنگامى كه ابوبكر تصميم نهايى خود را در مورد غصب فدك از حضرت زهرا (سلام الله عليها) گرفت و نماينده حضرت را از آنجا اخراج نمود و از اين اخبار به آن حضرت رسيد، سر مبارك را پوشانيدند و پوشش كامل بر تن نمودند و همراه عده اى زنان خدمتگذار و بانوان خويشاوندانشان، براى اعتراض به ابوبكر به راه افتادند.

هنگام راه رفتن لباس حضرت به زمين كشيده مى شد و پايين لباس زير پايشان مى رفت، و راه رفتشان چنان بود كه گويا پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) راه مى روند.

ابوبكر با عده زيادى از مهاجرين و انصار و ديگر افراد در مسجد نشسته بودند كه حضرت وارد شدند، و با آمدن حضرت پرده اى بين ايشان و مردم آويخته شد. حضرت زهرا (سلام الله عليها) نشستند و چنان از سوز دل ناله زدند كه قلبها لرزه در آمد و اشكها جارى شد و مردم را به گريه و ضجه واداشتند و مجلس را منقلب كردند. سپس لحظه اى درنگ نمودند تا صداى ناله هاى مردم خاموش گرديد و از جوش و خروش افتاد.

با آرمش مجلس، حضرت صحبت خود را با حمد و ثناى الهى و درود بر پيامبر (صلّى الله عليه وآله وسلّم) آغاز نمود، مردم با شنيدن كلام آن حضرت بار ديگر شروع به گريه كردند، و حضرت براى بار دوم سكوت كردند، و هنگامى كه مردم آرام گرفتند صحبت خود را از سر گرفتند و چنين فرمودند:

بقیه در ادامه مطلب

ادامه نوشته

کجایی ای جبیب الله که ببینی احوال ملت خود را؟

شهادت رسول الله و فرزندانش امام حسن مجتبی و علی ابن موسی الرضا علیهما السلام را به همه عزیزان تسلیت می گم.

فرشته‌ای که فرود آمد

تو را چه گفت

که تا امروز

تمام جان و جهان را

به‌خویش می‌خوانی

و تا زمین و زمان هست

زنده می‌مانی؟

اگرچه بعد تو ای سبز

باغ‌ها زردند

و خیل مردنمایان شهر

نامردند،

ولی هنوز کسانی که با تو هم‌سویند

ادامه نوشته